راهکارهای غلبه بر تحریم‌ نفتی

به گزارش خبرنگار مهر، روزهای پایانی هفته گذشته بود که هیات دولت عرضه نفت در بورس و تسویه ارزی آن را تصویب کرد. این روش از فروش نفت به عنوان ابزاری متفاوت برای راه گشایی در دوران تحریم مورد بحث و بررسی بسیاری از کارشناسان قرار گرفت.  به منظور بررسی ابعاد مختلف این روش از فروش نفت و همچنین سایر روش هایی که می تواند به فروش نفت ایران و کسب درآمد ارزی در دوران تحریم به کشور کمک کند؛ با محمدعلی خطیبی، معاون اسبق شرکت ملی نفت ایران در امور بین الملل گفتگویی انجام داده ایم که از نظرتان می گذرد:

*خبرنگار مهر: برای شروع از تجربه خود در فروش نفت در تحریم قبلی و نوع تعامل دولت با بخش خصوصی بگویید.

خطیبی: من به عنوان مسوول فروش نفت در دوران قبلی تحریم ها به همه کارشناس ها سپرده بودم که هر کسی با هر توانی که می تواند در مسئله فروش نفت به ما کمک کند ما استقبال می کنیم. مراجعاتی انجام می شد و برخی معتقد بودند که از این افراد نمی توان در فروش نفت کمک گرفت. وزیر وقت نفت هم  در محافل مختلف آمادگی وزارت نفت در این زمینه را اعلام کرده بود.

*کسی هم برای انجام فروش نفت مراجعه کرد؟

بله. شرکت های خارجی و داخلی مراجعه کردند، اما اکثریت توانایی فروش نفت را نداشتند. در این میان عده ای در بخش تهاتر فرآورده به ما کمک کردند چرا که در آن دوره ایران بنزین قابل توجهی را وارد می کرد.  با وجود دستپاچگی که در حال حاضر در مسئولان می بینیم، اما ابعاد تحریم ها در دوره قبل گسترده تر از اکنون بود چرا که در دوره قبلی، هم سازمان ملل و هم اتحادیه اروپا ایران را تحریم کرده بودند. در آن شرایط برخی شرکت های خصوصی در واردات بنزین به ما کمک می کردند.

*در فروش نفت خام چطور؟

در  فروش نفت خام از آنجا که پیچیدگی های خاصی  وجود داشت و تجربه بخش خصوصی ما قوی نیست و از سویی دیگر توان مالی بالایی را می طلبد نتوانستند ورود کنند. در بخش فروش نفت خام توسط بخش خصوصی موفق نبودیم؛ البته برخی موارد انجام شد و برخی مسئله دار شدند. ما از ابتدا با آن موافق نبودیم، اما با دخالت هایی، آن کار انجام شد. در دنیا، عمده تجارت نفت توسط بخش خصوصی است و دولت ها خود را کمتر به بحث فروش نفت وارد می کنند.

*چرا بخش خصوصی نتوانست در فروش نفت فعال شود؟

برای فروش نفت مقرراتی داریم؛  به طور مثال اگر کسی بخواهد از دولت محموله نفتی خریداری کند، یا باید هزینه آن را نقدی پرداخت کند یا از طریق گشایش ال. سی، آن را بپردازد و طی یک مهلت ۳۰ تا ۴۵ و حتی ۲ ماهه می تواند هزینه محموله را از طریق خط اعتباری بپردازد. این در حالی است که بخش خصوصی توان پرداخت نقدی را نداشت و در بخش گشایش ال سی نیز مشکلات متعددی وحود داشت. محموله های نفت خام حدود یک میلیون تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه است. بخش خصوصی باید به ارزش محموله نفتی ضمانت نامه ارائه دهد. در حالی که بخش خصوصی در دوران تحریم های قبلی در بخش پرداخت هزینه ها به صورت نقدی و همچنین ارائه ضمانت نامه مشکل داشت و ما نمی توانستیم بدون این پرداخت، نفت را در اختیار آنها قرار دهیم. چرا که باید به خزانه داری کشور پاسخگو باشیم. البته برخی متقاضیان اعلام می کردند که تعهداتی قرار می دهند اما قابل قبول نبود. در زمان تحریم های قبلی برای درخواست کمک و مشارکت حداکثری به اتاق بازرگانی، مجلس شورای اسلامی، شورای امنیت، اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفتی می رفتم و شرایط را توضیح می دادم، اما برخی تصمیم ها ورای اختیارات وزارت نفت است.

*فکر می کنید در شرایط فعلی امکان انجام کار وجود دارد؟

ما باید در حوزه تجارت نفت و فرآورده های نفتی بخش خصوصی را وارد کنیم. ولی باید در نظر داشت که الان توان بخش خصوصی ما در چه مرحله ای است. واقعا می تواند به طور مثال برای یک محموله یک میلیون بشکه ای یک ال سی باز کند یا به صورت نقدی تسویه کند؟ حتی در آن دوران به بخش خصوصی فعال در حوزه صادرات فرآورده های نفتی پیشنهاد دادیم که با مشارکت و تجمیع در کنار هم، توان مالی شان  را ارتقا داده و وارد حوزه صادرات نفت شوند.

* موافق عرضه نفت در بورس و خرید و فروش آن توسط بخش خصوصی هستید؟

باید دید تلقی ما از بورس چیست. در بورس های بین المللی همانند نایمکس، سایمکس، بورس لندن همه افراد می توانند وارد شده و نفت خریداری کنند. البته میزان نفت فیزیکی که در این بورس ها جابجا می شود ناچیز است و بیشتر نقل و انتقالات بصورت کاغذی است. اگر تلقی ما از بورس یک مکانیزمی شبیه بورس های بین المللی است که باید گفت هنوز با وجود مطالعات و تلاش هایی که شده است زیرساخت های بورس کشور آمادگی لازم برای عرضه نفت را ندارد و آمادگی برای راه اندازی آن به ویژه در دوران تحریم بعید به نظر می رسد.

تلقی دیگری که درباره بورس نفت وجود دارد مقوله ای شبیه تالار حراج است که در آن کالا را حراج می کنیم و هر که نرخ بالاتری ارائه داد نفت را می خرد. این شکل از فروش نفت دیگر به معنی عرضه نفت در بورس نیست. حتی در چنین شرایطی نیز باید دید تسویه ارزش محموله به صورت ارزی است یا ریالی. اگر بخش خصوصی بخواهد تسویه ریالی انجام دهد که باید گفت هدف از فروش نفت تحصیل ارز و برطرف کردن نیازهای ارزی کشور است. در صورتی که بخواهد ارزی تسویه کند باید دید این ارز از چه محلی تامین می شود.

اگر در قانون تسویه ارزی وجود داشته باشد می توان قانون را اصلاح کرد که البته بر عهده وزارت نفت نیست. اما معمولا نفت می فروشند برای تحصیل ارز. از طرفی باید دید آیا نفت را فقط می خواهیم به شرکت های ایرانی بفروشیم یا امکان فروش آن به شرکت های خارجی نیز وجود دارد یا خیر. برای دستیابی به تلقی یکسان از بورس برای عرضه نفت در آن نیازمند یک هم اندیشی بین مجلس شورای اسلامی، دولت، بانک مرکزی و وزارت نفت هستیم.

*به عقیده شما بخش خصوصی می تواند صادرات در مقیاس کوچک انجام دهد؟

بله می تواند. در تحریم های قبلی، بسیاری از خریداران مایل به خرید نفت ایران بودند و خواهان برطرف شدن دغدغه های مالی، حمل و نقل و بیمه و ضمانت نامه ها بودند که در آن دوران دغدغه های آن ها را برطرف کردیم. بنابراین برای اجرایی شدن چنین اقدامی کل نظام باید از این روند فروش نفت حمایت کرده و محدودیت های سر راه را مدیریت کند. اما اگر باری را بیش از توان بخش خصوصی به آنها بسپریم مدیریت آن توسط بخش خصوصی غیر ممکن است.

در حوزه فروش نفت در زمان تحریم همه باید کمک کنند. اگر ناوگان حمل و نقل خودمان را در صادرات نفت استفاده کنیم نوع نفت و مسیر صادرات آن قابل ردیابی نیست. اما باید تمام بخش های خود را در حالت آماده باش و مجهز قرار دهیم. دولت نباید تجربه های موفق دولت اسبق را به دلیل نگاه سیاسی بی استفاده بگذارد. به طور مثال استفاده از کارت سوخت در مدیریت مصرف سوخت یک طرح موفق بود که در این دولت بی استفاده ماند.

*چرا تاکنون فروش نفت در بورس ناکام مانده است؟

به گفته نمایندگان مجلس تشکیل بورس نفت یک الزام قانونی است؛ در این صورت باید گفت چرا تاکنون ساز و کار آن تدوین نشده است!؟ کسی با عرضه نفت در بورس مخالف نیست، منتها هر کس تلقی متفاوتی از بورس دارد. علت اینکه تاکنون بورس نفت راه اندازی نشده است، نقاط مبهم موجود در آن است.

یکی از کشورهای مهم اروپایی که از خریداران پر و پا قرص حفظ برجام است خرید نفت از ایران را متوقف کرده است

باید توجه داشت که در دوران تحریم نفت ایران تحریم می شود نه شرکت ملی نفت ایران! در دوران قبل تحریم های ایران گسترده بود. در حالی که اکنون برخی از کشورهایی که در برجام هستند و از بقای برجام حمایت می کنند از خریداران نفت ایران هستند؛ پس چرا از ما نفت نمی خرند؟ یکی از کشورهای مهم اروپایی که از خریداران پر و پا قرص حفظ برجام است خرید نفت از ایران را متوقف کرده است. چرا!؟

اگر نفت ایران توسط بخش خصوصی نیز به فروش برسد می تواند مورد جریمه و تحریم قرار گیرد. اما ما معتقدیم که بخش خصوصی باید ویژگی هایی داشته باشد مثلا از چابکی بیشتری نسبت به بخش دولتی برخوردار باشد. در دوره قبل تاجایی که ساز و کارها به ما اجازه می داد ما بخش خصوصی را پذیرفته و با آن همکاری کردیم و چنانچه اکنون نیز بخش خصوصی توانایی همکاری داشته باشد کسی مخالف نیست و اگر مخالف باشد، مخالفت آن منطقی نیست. ما باید بالاخره فضا را برای حضور بخش خصوصی فراهم کنیم. اما نباید انتظار معجزه از بخش خصوصی داشته باشیم. باید انتظار منطقی داشته باشیم و فضا را متناسب با توانمندی های بخش خصوصی باز کنیم.

*شرایط فروش نفت چطور تعریف می شود؟

شرایط فروش نفت توسط هیات مدیره شرکت نفت مورد بررسی، تایید و تعریف می شود. در گذشته شرکتی ضمانتنامه ریالی به بانک مرکزی ارائه کرد و حدود ۶۰۰ هزار بشکه نفت به آنها تحویل داده شد که البته در فروش آن دچار مشکل شدند. تعاونی ناجا ۲ محموله برد که یکی از آنها را بدون مشکل ضمانتنامه تحویل داد و فروش رفت. اما محموله دوم که مخالف بودیم دچار مشکل شد. به هر حال ما در دوران تحریم نیز امانت دار مردم هستیم. نمی توانیم نفت را در اختیار بخش خصوصی قرار دهیم که اگر توانست بفروشد هزینه محموله را بپردازد. شرکت نفت محدودیت هایی دارد.

*تجربه های بین المللی را چطور ارزیابی می کنید؟ اساسا اهمیت عرضه نفت در بورس چیست؟

تمام کشورهایی که بورس های قوی نفتی دارند، عمدتا مصرف کننده نفت هستند. تاثیرگذاری بر سیاست گذاری های فروش نفت، جایگاه های شما را تقویت می کند. اگر بتوانیم یک بورس قوی با ساز و کارهای لازم فراهم کنیم موقعیت استراتژیک کنونی کشور را می توانیم به موقعیت ژئوپیلتیک تعییر دهیم. این تغییر در حالی باید شکل بگیرد که تا پیش از آن شرکت ملی نفت تنها به صورت فیزیکی و ارزی نفت فروخته است و از سایر اشکال فروش نفت استفاده نکرده است. البته باید در نظر داشت که ورود شرکت ملی نفت به حوزه انواع فروش نفت گاهی می تواند این شرکت را متضرر کند در صورتی که قانون این اجازه را به این شرکت نمی دهد. با این شرایط نفت ایران نمی تواند وارد بورس های بین المللی شود.

* در حال حاضر از چه ابزارهایی می توان برای کاهش فشارهای ناشی از تحریم استفاده کرد؟
یکی از راهکارهایی که می توان در دوران تحریم ها از آن به عنوان جایگزین خام فروشی نفت استفاده کرد،  احداث پالایشگاه های کوچک مقیاس یا استفاده از ظرفیت پالایشی سایر کشورها است

یکی از راهکارهایی که می توان در دوران تحریم ها از آن به عنوان جایگزین خام فروشی نفت و در عین حال دستیابی به درآمد تضمینی صادراتی از آن استفاده کرد،  احداث پالایشگاه های کوچک مقیاس است که هم هزینه سرمایه کمتری می خواهد هم زمان احداث آن طولانی نیست، هم می توان با پالایش میعانات گازی و نفت فرآورده های آن را به بازارهای صادراتی عرضه کرد. این در حالی است که ما نه پالایشگاه جدیدی ساختیم نه در حوزه احداث پالایشگاه های کوچک مقیاس ورود کردیم. بسیاری از کشورها زنجیره تولید و استفاده از نفت خام خود را با ساخت یا خرید پالایشگاه در خارج از کشور یا حتی پمپ بنزین ها تکمیل کرده اند به نحوی که شما اکنون نفت کویت را به سختی پیدا می کنید چرا که در پالایشگاه های متعلق به این کشور در داخل یا خارج از مرزهای آن پالایش و صادر می شود. به این ترتیب تضمینی برای صادرات و درآمد صادراتی نفت آنها وجود دارد.

اکنون که ایران نه پالایشگاه جدیدی ساخته و نه به حوزه پالایشگاه های کوچک مقیاس ورود کرده است، می تواند از ظرفیت خالی بسیاری از پالایشگاه های دنیا که زیر ظرفیت خود تولید می کنند استفاده کند. می توانیم به طور مثال با پالایشگاهی که زیر ظرفیت خود فعالیت می کند قرارداد تسویه منعقد کنیم. به این ترتیب ظرفیت آن ها را اجاره کرده و با استفاده از نفت خودمان با عاملیت دولت یا بخش خصوصی، هزینه پالایش را به آنها پرداخته و فرآورده نهایی را خود صادر کنیم. این روش آسیب پذیری ما را کاهش می دهد؛ اما چنین اقداماتی نشده است. حتی در برخی موارد وزارت نفت قصد چنین اقداماتی داشته اند اما سازمان های دیگر بهانه تراشی کرده اند.

*پس بورس نفت را در کاهش فشارهای تحریم موثر نمی دانید؟

به طور کلی تشکیل بورس نفت در ایران کارساز نیست چرا که زیرساخت های لازم را ندارد و حتی تالارهای حراج نیز نمی تواند چندان راهگشا باشد. از سویی دیگر هدف از صادرات نفت کسب درآمد ارزی برای مدیریت هزینه های کشور است؛ بنابراین نیازی به ریال و تسویه ریالی وجود ندارد؛ چنانچه در حال حاضر در کشور با نقدینگی بالایی هم رو به رو هستیم. البته سیاست های پولی وارزی بر عهده وزارت نفت نیست، این وزارتخانه مجری است. دراین حوزه مخالفتی وجود ندارد. باید تا می توانیم قرارداد تسویه منعقد کرده و به حوزه پالایشگاه های کوچک مقیاس در کشور یا خارج از آن ورود کنیم.

*درباره نوع قیمت گذاری نفت در بورس نیز توضیح می دهید؟

درباره پتروشیمی ها در بورس کالا دیدیم که چون قیمت محصولات دیکته شده بود و با قیمت واقعی فاصله داشت، شاهد شکل گیری بازار داغ دلالان بودیم و در نهایت به ضرر مصرف کننده نهایی شد. در مورد نفت هم باید زیر ساخت ها را به طور دقیق بررسی کرد و با احتمال موفقیت بالای ۹۰ درصد در حوزه اجرایی آن ورود کنیم، بنابراین نمی توان نفت را نیز با قیمت دیکته شده عرضه کرد و به طور کلی اساس بورس،  کشف قیمت است.

سیاست اعطای تخفیف به مشتریان نفتی به هیچ عنوان صحیح نیست و قطعا به ضرر کشور است

* چه روش دیگری به جز بورس نفت می تواند راهگشای صادرات نفت در دوران تحریم باشد؟

یکی از راهکارها، فروش نفت به روسیه است.  در گذشته روش صادرات نفت از طریق روسیه مورد بررسی قرار گرفت اما از آن استفاده نکردیم. البته این روش را می توان برای هر کشور صاحب نفتی نیز مورد بررسی قرار داد.

*درباره نحوه انجام آن توضیح می دهید؟

در صورتی که مقرر شود نفت کشوری توسط کشور ثانویه ای به فروش برسد، کشور ثانویه از نفت کشور مبدا به عنوان مصرف پالایشگاهی خود استفاده کرده و ما به ازای آن، میزان صادرات نفت خود را افزایش می دهد. البته استفاده از این روش مشروط به هماهنگی ساختار پالایشگاهی کشور ثانویه با نوع نفت کشور مبدا است. البته در شرایط عادی در قراردادهای فروش نفت ذکر می شود که کشور خریدار اجازه بازفروش ( resell) نفت ایران را به کشور سومی ندارد.

*در دوره تحریم های قبلی از این روش استفاده شد؟

در آن دوران با وجود اینکه نخستین دوره تجربه سخت تحریم ها بود، بررسی و مطالعات لازم در این زمینه انجام شد و مذاکرات مفصلی نیز رقم خورد. اما از آنجایی که انجام این امر زمان بر بود، فرآیند بررسی و اجرای  آن به طور کامل انجام نشد. به این ترتیب اکنون نیازی نیست که بررسی ها از نقطه صفر انجام شود. در آن زمان بررسی هایی حول صادرات نفت از طریق دریای خزر در حال انجام بود که زیرساخت های لازم برای اجرای آن وجود نداشت و ابتر ماند. در این شیوه، هر کشوری می تواند به این طریق نفت ایران را مورد مصرف پالایشگاهی قرار داده و صادرات نفت خود را افزایش دهد.

*با توجه به اینکه هر پالایشگاهی متناسب با ساختار نوعی از نفت طراحی می شود؛ در بحث سازگاری پالایشگاه ها مشکلی ایجاد نمی شود؟

اکنون فناوری پالایشگاه ها، پیشرفت قابل توجهی کرده است و  به یک نوع نفت وابسته نیست. پالایشگاه های روسیه پیشرفته هستند و وابسته به یک نوع نفت نیستند. حتی پالایشگاه های پیشرفته کنونی قادر هستند با اختلاط انواع نفت یا حتی بخشی از میعانات گازی، خوراک مورد نیاز خود را تولید کنند.

*نمونه مشابهی در این ارتباط وجود دارد؟

صادرات نفت عربستان به آمریکا به تازگی دو برابر شده است. بی شک این افزایش صادرات باید از محل ثانویه ای تامین شده باشد. چرا که میزان تولید نفت عربستان تغییر محسوس و قابل توجهی نداشته است. بنابراین احتمال دارد که بخشی از صادرات نفت عربستان به آمریکا، نفت یک کشور ثالث باشد که این کشور ثالث به هر دلیلی تمایل یا امکان صادرات به آمریکا را ندارد.

*با توجه به اینکه نوع نفت ایران تحریم می شود نه صادرات آن، در دوران قبلی تحریم ها، ایران چطور نفت خود را صادر کرد؟

در گذشته به دلیل شباهت ساختار نفت ایران به نفت عراق، بخشی از نفت ایران با این نوع نفت مخلوط و صادر می شد.

*موافق اعطای تخفیف برای حفظ مشتری ها و حفظ سطح صادرات نفت هستید؟

سیاست اعطای تخفیف به مشتریان نفتی به هیچ عنوان صحیح نیست و قطعا به ضرر کشور است. چرا که در بازار نفت همه چیز شفاف است و در صورتی که به یک مشتری تخفیفی داده شود، باقی مشتریان نیز خواهان تخفیف می شوند و این موضوع به ضرر منافع ملی است. البته اختیارات اعطای تخفیف در فروش نفت می تواند از سوی دولت به هیات تصمیم گیرنده درباره فروش نفت متفاوت باشد.

ممکن است شما دوست داشته باشید